فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 50

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

گذشتگان با ذكر « هفت خصيصه » براى اثر خود بيان مىكند . در ويژگى دوم ، سوم و پنجم بيشتر به مذمّت امورى كه خلاف شرع مقدّس است و يا زياده‌روى در آن موافق شريعت نمىباشد ، پرداخته و همچنين به مسائل شگفت آورى كه خلاف عقل است و نيز اغراق در مورد قدرت و شوكت صاحب تاريخ - يعنى كسى كه تاريخ به نام او نوشته شده - اشاره كرده است و در ضمن به اختصار نقاط ضعف دو كتاب جهان گشاى جوينى و تاريخ وصّاف را مطرح ساخته و نقاط قوّت كتاب خود را نسبت به آن دو ذكر كرده است . « 1 » وى در خصيصه‌هاى چهارم ، ششم و هفتم به ويژگيهاى ادبى ، مثل شعر و داستان مىپردازد ؛ داستانها به زعم نويسنده مىبايستى به گونه‌اى نوشته شود كه خواننده به آسانى به مقاصد و اهداف آنها پى برد . امّا دربارهء شعرهاى تاريخ عالم‌آراى امينى ، مدعى است كه او مثل راه و رسم منشيان براى هر مطلب شعرى نسروده ، بلكه هر جا مقتضاى كلام و موضوع بوده ، شعرى آورده است و در سرودن اين شعرها بر خلاف ديگر تاريخنگاران به يك وزن مقيد نبوده ، بلكه به انواع قالبهاى ادبى مثل مثنوى ، غزل ، قصيده ، قطعه و رباعى توجّه داشته و در نقل اخبار و روايات دچار آشفتگى و پراكندگى نشده است . او در پايان خصيصهء هفتم دربارهء نگارش عالم آرا چنين مىنويسد : چون اكثر نشر اين اسفار در طى اسفار بوده ، هرگز در اثناى تأليف ، به مطالعهء كتاب يا رساله‌اى از سخنان سابقان مصاف انشا به هيچ وجه استعانتى ننموده و آنچه در باب تخييل و تزويق اين كتاب به طريق مبالغه مذكور شد ، سزاوار است كه فقيه محدّث را از نسبت آن عار باشد نه افتخار و عالم متديّن از او تشبّع نمايد نه اظهار افتقار . « 2 » در بخش دوم ، مهمترين ويژگى تاريخ عالم‌آراى امينى ، اصل استيلا و سلطان است كه با توجّه به تفكّر سياسى فضل اللّه ، به عنوان شريعت نامه‌نويس سدهء نهم هجرى حايز اهميّت است ؛ زيرا نويسنده دو بار ، نخست در هنگام استيلاى سلطان عثمان در روم و بار ديگر « در وصف جلالت نسبى ملك ، » در خصلت هفتم ، از اين اصل ياد كرده است . نكتهء درخور نگرش اين است كه با نگارش هر تاريخ مفاهيم و انديشه‌هاى جديد نيز

--> ( 1 ) . عالم‌آراى امينى ، 88 - 91 . ( 2 ) . همان ، 91 .